السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
167
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
نمرود به آزر گفت : آيا تو به من خيانت كردهاى و اين پسر را از من كتمان نمودى ؟ او گفت : پادشاها اين عمل را مادر او مرتكب شده ، آن وقت به يادش آمد كه مادر ابراهيم به او گفت : من مىتوانم پادشاه را با دليل و حجّت قانع كنم ، سپس نمرود به همسر آزر گفت : چه چيز تو را بر آن داشت كه امر اين پسر را از من كتمان كنى تا وقتى كه مرتكب اين عمل نسبت به بتهاى ما شود ؟ در اين موقع مادر ابراهيم به سخن آمد و گفت : پادشاها من از روى چاره انديشى و دور انديشى نسبت به رعيّت تو چنين عملى را انجام دادم ، نمرود گفت : چگونه ؟ مادر ابراهيم گفت : من ديدم كه شما اولاد ذكور مردم را مىكشيد و اين امر باعث انقطاع نسل و نابودى نژاد ما مىشود ، با خود گفتم : من فرزند خود را حفظ مىكنم ، اگر او همان كسى باشد كه شما در جستجوى او هستيد ، او را به شما مىسپارم تا او را بكشيد و دست از كشتن ساير فرزندان مردم برداريد و اگر هم اين فرزند آن شخص مورد نظر نباشد ، فرزند ماست و براى ما باقى مىماند ، به اين ترتيب مادر ابراهيم در استدلال بر نمرود غالب شد و به واسطهء درستى و شايستگى تدبير و رأى او نمرود دست از نسل كشى برداشت ، آنگاه به ابراهيم گفت : چه كسى اين عمل را با بتهاى ما انجام داده ؟ ابراهيم فرمود : ( بلكه بزرگ ايشان ، اين عمل را انجام داد ، اگر آنها سخن مىگويند از ايشان بپرسيد [ 1 ] ) . امام صادق ( ع ) در اين رابطه فرمودند : بت بزرگ اين عمل را انجام نداده بود و در عين حال ابراهيم هم دروغ نگفت ، چون او گفتار خود را معلّق به يك شرط محال قرار داد ، يعنى فرمود : اگر آنها سخن مىگويند ، بت بزرگ اين عمل را انجام داده ، يعنى حال كه سخن نمىگويند ، او هم انجام نداده ، ( خلاصهء استدلال ابراهيم بىفايدهگى و عجز و ناتوانى بتها از يارى كردن خودشان بود تا چه رسد كه بخواهند پرستندگان خود را يارى و حمايت كنند ) . آن وقت نمرود با قوم خود در بارهء ابراهيم مشورت كرد و آنها گفتند : ( او را بسوزانيد و آلهه خود را يارى كنيد ، اگر اهل عمل هستيد [ 2 ] ) . در اين رابطه امام صادق ( ع ) فرمودند : همانا مشاوران نمرود در مورد ابراهيم افراد
--> [ 1 ] سوره انبياء ، آيه 63 . [ 2 ] سوره انبياء ، آيه 68 .